الملا فتح الله الكاشاني

129

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

و متفرق گردانيديم ايشان را * ( اثْنَتا عَشْرَةَ ) * به دوازده اين مفعول ثانى قطع است زيرا كه متضمن معنى صير است و يا حال است از مفعول و تأنيث آن به جهت حمل آنست بر امة يا قطعه * ( أَسْباطاً ) * بدلست از اثنتى عشرة يعنى ساختيم قوم موسى را سبط سبط و سبط ولد ولد را گويند و اينجا مراد فرزندان اولاد يعقوباند و يا تمييز است و ايراد آن بصيغهء جمع با آنكه تميز ما فوق عشره واحد است به جهت آنست كه مراد از آن قبيله است و هر قبيله سبطى است پس وضع اسباط شده در موضع قبيله و قوله * ( أُمَماً ) * بدلست از اسباط يعنى بنى اسرائيل را گردانيديم امت امت هر سبطى امتى و تخصيص ايشان به جهت آنست كه هر سبطى از نسل فرزندى بود از فرزندان يعقوب كه دوازده بودند و تفريق ايشان جهت آنست كه تا فاضل از مفعول متميز شود * ( وَأَوْحَيْنا إِلى مُوسى ) * و وحى كرديم بسوى موسى عليه السّلام * ( إِذِ اسْتَسْقاه ) * وقتى كه آب خواستند از او * ( قَوْمُه ) * گروه او در تيه * ( أَنِ اضْرِبْ ) * آنكه بزن * ( بِعَصاكَ الْحَجَرَ ) * عصاى خود را بر سنك كه چون بتيه داخل ميشدى با تو بسخن در آمد و گفت مرا بردار كه من به كار تو مىآيم و تو آن را برداشتى و حالا در توبره دارى و مرويست كه بنى اسرائيل به جهت شامت عصيان چون در تيه سرگردان شدند و راه بيرون شدن نتوانستند و از حرارت آفتاب متاذى شده تشنگى بر ايشان غلبه كرد از موسى طلب آب كردند حقتعالى بموسى خطاب فرمود كه عصا بر آن سنگ زن موسى آن سنگ را از توبره بيرون آورد و عصا را بر آن زد * ( فَانْبَجَسَتْ ) * پس شكافته گشت و گشوده شد * ( مِنْه ) * از آن سنك * ( اثْنَتا عَشْرَةَ عَيْناً ) * دوازده چشمهء آب بعدد اسباط و حذف فضرب كه فانبجست متفرعست بر آن ايما است بر آنكه موسى در امتثال امر الهى توقف نكرد و تنبيه بر آن كه ضرب او حقيقت مؤثر نبود در خروج آب از آن بلكه بمحض قدرت كاملهء الهى آب از آن روان شد * ( قَدْ عَلِمَ ) * بدرستى كه دانستند * ( كُلُّ أُناسٍ ) * همه آدميان از هر سبطى * ( مَشْرَبَهُمْ ) * آبشخور خود را و بمشرب ديگرى نرفتند * ( وَظَلَّلْنا ) * و سايه بان انداختيم * ( عَلَيْهِمُ الْغَمامَ ) * بر ايشان ابر را تا از حرارت آفتاب متاذى نشوند * ( وَأَنْزَلْنا ) * و فرو فرستاديم * ( عَلَيْهِمُ الْمَنَّ ) * بر ايشان من را كه مانند ترنجبين بود در صورت و حلاوت * ( وَالسَّلْوى ) * و مرغى مثابه سمانى و تفصيل اين حكايت در سورة البقرة گذشته و گفتيم بايشان بعد از انزال من و سلوى * ( كُلُوا ) * بخوريد بر وجه اباحت * ( مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ ) * از پاكيزه هاى آن چيزى كه بمحض عنايت روزى داديم شما